طاهانفس مامانطاهانفس مامان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

قند عسلم

هفته 34

سلام نفس مامانی الان من تو هفته 34 هستم  خیلی وقت ه نیومدم اینجا چیزی بنویسم  آخه حسابی کار داشتم درگیر سیسمونی پسر گلم بودم من و بابایی خیلی خسته شدیم روز چهار شنبه خاله ها اومدن کمک اتاقتو چیدن خیلی خوشگل شد   روز جمعه سیسونی پسرم بود همه اومده بودن خوب بود خوش گذشت وقتی توم شد دختر خاله نسرین با خاله منصوره کمک کردن خونه رو تمیز کردن ولی بازم خیلی کارا مونده بود که امروز دیگه تموم شد همه جارو مرتب کردم آخی راحت شدم سیسونی تو هم تموم شد حالا دیگه فقط به فکر اینم که زود تر این چند هفته هم بگذره و تو رو بغل کنم عزیزم شبا نمی تونم خوب بخوابم برای همین تو روز نمیخوابم تا شب زود خوابم ببره بعضی وقتام که با ت...
23 ارديبهشت 1392

هفته 38

سلام پسر گلم امروز رفتم تو 38 هفته دیشب با بابایی رفتیم دکتر دکترم بهم برگه بیمارستان داد و برای پنج شنبه هفته دیگه تاریخ زایمان و گذاشت میشه 24 اسفند دوست دارم این چند روز زود تر بگذره ولی از طرفی هم از زایمان میترسم و از اینکه خدایی نکرده یه وقت مشکلی پیش بیاد  یا زردی داشته باشی تو رو به خدا میسپارم و میدونم که مواظبته و همیشه خدا رو شکر میکنم
13 اسفند 1391

هفته 37

سلام عزیز دل مامان بابا دیروز من با بابایی رفتیم سونوگرافی 2 هفته پیش که رفته بودم دکتر برام نوشت یه آزمایش برای قند خون برام نوشت با یه سونوگرافی که آزمایشم همون هفته رفتم که خدا رو شکر جوابش خوب بود سو نوگرافیم دیروز رفتم روز شماری میکردم که 7 اسفند تاریخ سونوگرافی برسه که برم ببینم وضعیتت چطوریه چند کیلو شدی که خدا رو شکر همه چی خوب بود سنت که 36 هفته و 1 روز بود و دور سرت 326 میلیمتر ودور شکم 315 میلیمترو طول استخوان ران69 میلیمتر و طول استخوان بازو 60 میلیمتر و وزنتم 2722 گرم بود اینم مشخصات پسرم  که هفته دیگه ببرم پیش دکترم تا تاریخ زایمان و مشخص کنه به احتمال زیاد باید حدود 2 هفته دیگه باشه . خیلی خوشحالم که روی ماهتو میبین...
8 اسفند 1391

بدون عنوان

راستی اینو یادم رفته بگم روز پنج شنبه مادر جون و خاله زهرا و منصوره اومدن خونه ما تا وسایلتو ببینن که این سوگند وروجک اینقدر گریه کرد که نذاشت زود رفتن حالا تو هم بعدا این کار سوگند و جبران کن باشه پسرم دختره شیطون فرداش خونه مادر جونم همین کارو کرد پسرم تو از این کارا با من نکنی ها باشه گلم پسر خوبی باشی ...
2 بهمن 1391

سکسکه کردن پسرم

سلام عسلکم  الان تو هفته 32 هستم یعنی حدود 6 هفته دیگه میتونم بغلت کنم عزیزم چند روزی که هر روز سکسکه میکنی دیروز دو بار سکسکه کردی امروز صبح هم یک بار الهی قربون سکسکه کردنت برم من دلت درد نمیگیره مامانی دلم میخواد یه کاری کنم  وایسته ولی نمیشه میگن سکسکه کردن برات خوبه نشونه سلامتیت هست از خدا میخوام همیشه سالم و سلامت باشی   قراره تا آخره این هفته سرویس کمدت آماده بشه دوست دارم زود تر وسایلتو بچینم ببینم چی کم داری با بابایی بریم بخریم   ...
2 بهمن 1391

عزیز دلم

سلام عزیزم چند روز پیش ار بس شیطونی کردی مامانی 3 روز پیش بعد از ظهردلش درد گرفت بعد زنگ زدم به بابا از سر کار اومد با و مامانی رفتیم دکتر تا ساعت 11 شب دکتر بودیم دو تا آمپول زدم و آزمایش و سو نو گرافی دکتر گفت چیزی نیست برگشتیم خونه و یکم بهتر شدم ولی باز نصف شب از درد زیاد بیدار شدم ساعت 3 صبح دوباره رفتیم بیمارستان  همین که رفتیم رسیدیم به بیمارستان قبل از اینکه بریم جای دکتر خوب شد دردم بابا یی میگه حتما امام رضا شفا داده  خلاصه برگشتیم خونه و خوابیدیم فرداش هم مادر جون و دایی نصف وسایل پسرمو خریده بودن و آوردن گذاشتن خونه . مامانی و عمه و سجاد کوچولو هم اومدن دیدن یه عالمه اسباب بازی برای پسرم خریده بودن فرداش هم ساعت...
27 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قند عسلم می باشد